أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
120
قانون ( فارسى )
آن زيان شش و صدا است . زهرها : ثمر چنار تا تر است و خشك نشده با شراب پادزهر حشرات سامه است . ثمر چنار با پيه ضماد شود پادزهر نيش و گزيدهها است . و سابقا گفتيم كه برگ و پوست چنار كشندهء سوسك است . دفلى ( خرزهره ) : خرزهره دو نوع است : بيابانى و كنار آبى . خرزهرهء بيابانى برگش شبيه برگ خرفه است . شاخههاى دراز و بر زمين گسترده دارد . همراه برگها خار هست . گاهى اين نوع از خرزهره را در ويرانهها نيز مىيابيم . نوع دوم كه در كنار رودخانهها پيدا مىشود . شاخهها پايا و خارها در زير برگها پوشيده و برگش همانند برگ بيدمشك و بادام است . مزهاى بسيار تلخ دارد . قسمت بالايى ساقه از قسمت پائينى ستبرتر است . شكوفهاش به گل سرخ بسيار شبيه است . و بر گلش چيزى شبيه به موى گرد آيد . ثمرش سخت و دهانباز است و چيزى در ميان دارد كه به پشم مىماند . مزاج : در سوم گرم و در دوم خشك است . خاصيت : بسيار گدازنده ، با آبپز آن خانه را آبپاش كنند كيك و موريانه را ريشهكن مىكند . ورم و جوش : برگ آن را بر ورمهاى سخت نهند بسيار داروى خوبى است . زخم و قرحه : خرزهره و بويژه افشرهء برگ آن داروى خارش و گرى و جوشهاى پراكنده است . مفاصل : ضماد آن در علاج پشت درد ديرپا و درد زانوان است . سر : شكوفهاش عطسهآور است . زهرها : به تنهايى سم است . اگر همراه شراب و فيجن تناول شود پادزهر حشرات سام است . و من مىگويم راست خواهى خرزهره و گل خرزهره براى انسان و چارپايان و سگان سم است . ولى شايد چنان كه گويند اگر با شراب و سزاب پخته شود و بخورند نفعى برساند . دارفلفل ( فلفل دراز ) : چيزى است باريك و كوچك و شبيه انگشتان و همشكل گل بيدمشك پراكنده است ليكن از آن ريزتر است . سخت و چسبناك است و مزهاش در تندى به مزهء فلفل نزديك است . دارفلفل اولين ثمر فلفل است و ازاينرو از فلفل مرطوبتر است . اگر آن را بخورند در اولين مرحله چشيدن زبانسوز نيست . گزينش : بهترش آن است كه دستنخورده مانده باشد . و در آب سرد اگر يك روز تمام بماند حل نمىشود . و مزهاش چون مزهء فلفل است . مزاج : در سوم گرم و در دوم خشك است . خاصيت : گدازنده است و بيماريهاى سرد را از بين مىبرد . چشم : با آب كبد بريان بز تيرگى چشم را بر طرف كند . اندامان غذا : هاضم است و طعام را حركت دهد و معده را قوى گرداند . اندامان دفعى : در شهوت برانگيختن برابر زنجفيل است . دهمست : دهمست درخت غار است . برگ و دانهء غار به منظور دارويى به كار مىرود و دانهاش از همه اجزاء آن دارويىتر است و در درجهء سوم پوست تنهء غار آيد كه كمى از كنشها را در اينجا ذكر مىنماييم و بقيه را به فصل غين واگذار مىكنيم كه ذكر غار آيد . مزاج : در سوم گرم و در دوم خشك است . مفاصل : در علاج سستى پى و فالج و دهانكجى نافع است . سر : ساييدهاش عطسهآور است . اندامان غذا : داروى ورمهاى كبد و طحال است . اندامان راننده : در علاج قولنج سودمند است .